رسانه‌های نوپدید و تهدید پایبندسازی اطلاعاتی
پذیرفته شده برای پوستر XML اصل مقاله (810 K)
نویسندگان
تهران خیابان پیروزی خیابان شکوفه خیابان گیلکی شمالی خیابان کیامنش پلاک 1 ط اول
چکیده
پیشرفت‌های ایجاد شده در زمینه‌ی فناوری‌اطلاعات در دو دهه‌ی گذشته، دگرگونی‌هایی را در صنعت رسانه سبب شده‌اند که شالوده‌ی این عرصه را دگرگون ساخته است. این دگردیسی‌ها سبب شکل‌گیری رسانه‌هایی شده‌اند که از آن‌ها به‌عنوان «رسانه‌های نوپدید » یاد می‌شود. پلتفرم‌هایی چون گوگل ، آمازون ، اپل و فیس‌بوک ، به‌کلی وضعیت اقتصاد را دگرگون ساخته اند، اینترنت را به بزرگ‌ترین رسانه‌ی جهان بدل کرده‌اند و به جمله‌ی کلیشه‌ای «داده، نفت امروز است»، لباس واقعیت پوشانده‌اند. در ماه جاری بود که شرکت اپل با دست‌یابی به سرمایه‌ای معادل 1 تریلیون دلار، به تنهایی هم‌رده‌ی اقتصاد‌های بزرگی چون اسپانیا و فرانسه قرار گرفت. در همین مدت بود که جف بزوس مدیر عامل پلتفرم آمازون، با سرمایه‌ای بیش‌از 140 بیلیون دلار، عنوان ثروت‌مند‌ترین مرد تاریخ را کسب کرد. مطلب‌های یاد شده از شکل‌گیری گونه‌ای جدید از جریان اقتصادی خبر می‌دهد که داده و اطلاعات، کالای اساسی آن به شمار می‌آید. نکته‌ی قابل توجه این است که همه‌ی شرکت‌های این زمینه آمریکایی هستند. بحث آن‌جایی جذاب‌تر می‌شود که بدانیم مردم دیگر کشور‌ها، به‌ویژه ایران، با فعالیت مداوم و تولید محتوا برای پلتفرم‌های یاد شده، به رایگان، به گسترش جریان مالی این شرکت‌ها می-پردازند بی آن‌که خود کوچک‌ترین سهمی از این آوردگاه داشته باشند.
پژوهش کاربردی حاضر، با نگاهی اکتشافی و رویکردی کیفی، به شناسایی راه‌کار‌های پایبندسازی اطلاعاتی کاربر و نهاد‌های ایرانی در بازار‌های نوپدید رسانه‌ای پرداخته است. روش پژوهش مطالعه‌ی موردی چندگانه (در سطح صنعت) بوده است. به این‌گونه که رسانه‌های نوپدید، مورد مطالعه و سازمان‌های ذیل این مورد، واحد‌‌های جمعیتی آن به‌شمار می‌روند. گردآوری داده‌ها از دو روش کتاب‌خانه‌ای و میدانی استفاده شده است و ابزار گردآوری شامل دو مورد فیش‌برداری و مصاحبه‌های نیمه‌ساختار یافته است. مشارکت‌کننده‌ها شامل 12 تن از خبره‌ها و مدیر‌های رسانه‌های دیجیتال و سیاست‌گذاری و تعدادی از استادهای دانشگاه تهران بوده اند. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل تم (مضمون) استفاده شد. در پایان تعدادی مصاحبه‌ی اعتبارسنجی با خبره‌ها انجام گرفت و یافته‌های پژوهش با ضریب اعتماد بالایی تایید گردید.

پایبندسازی مفهومی استراتژیک است که بر بالا بردن هزینه‌ی خروج مشتری از سازمان دلالت دارد و سبب می‌شود تا مشتری چاره-ای جز استفاده از خدمت و کالای سازمان نداشته باشد. پژوهش‌گر مدعی است که پیش‌رفت‌های پدید آمده در زمینه‌ی فناوری‌های اطلاعاتی، ابزار‌های گسترده‌ای را برای پایبندسازی کاربر و ایجاد استعمار نوین (اطلاعاتی) فراهم آورده است. ایجاد پلتفرم ، موتور جست‌و‌جو ، پایگاه داده ، جامعه‌های اطلاعاتی و حساب کاربری ، از جمله متغیر‌های پایبندسازی هستند که پژوهش‌ پیش‌رو به -آن‌ها دست یافته است. با ایجاد پلتفرم، سازمان به یگانه پیوندگاه میان مصرف‌کننده و تامین‌کننده تبدیل می‌شود و در نتیجه دو طرف موجودیت خود را در گرو حفظ حیات سازمان می‌یابند و به آن پایبند می‌گردند. گوگل با اقدامی هوش‌مندانه و فراهم آوردن پلتفرم رایگان اندروید ، هر سه طرف کاربر، برنامه‌نویس و شرکت سازنده‌ی سخت‌افزار را به خود پایبند ساخته است. اپلیکیشن‌های ایرانی فراوانی از جمله اپلیکیشن‌های بانکی، پزشکی، صنعتی و آموزشی، روزانه روانه‌ی پلتفرم اندروید می‌شوند و به این ترتیب گردش اطلاعاتی خود را به رایگان در اختیار گوگل قرار می‌دهند و فعالیت آینده‌ی خود را به موجودیت گوگل وابسته می‌سازند. با قرار دادن پلتفرم رایگان در اختیار کاربر، نوعی چرخه‌ی خود تقویت شونده شکل می‌گیرد که در آن کاربر‌ها اطلاعات و داده‌های رایگان را بر روی پلتفرم قرار می‌دهند و به غنای اطلاعاتی آن می‌افزایند. رفته رفته انباشته شدن اطلاعات بر روی پلتفرم، سبب رشد نمایی کاربر‌های پلتفرم می‌گردد و افزایش نمایی تعداد کاربرها، به جذب کاربر‌های جدید، انباشته شدن تصاعدی اطلاعات، و در نهایت پایبندسازی کاربر‌ها منتهی می‌گردد. شبکه‌های اجتماعی از دیگر راه‌کار‌های پایبندسازی هستند که با ثبت و ضبط اطلاعات و داده‌های شخصی کاربر‌ها، به خزانه‌ای ارزش‌مند از اطلاعات آماری کشور‌ها دست می‌یابند که از نگاه بازاریابی، استراتژیک و جنگ اطلاعاتی، کارکرد‌های گسترده‌ای دارند. رسوایی اطلاعاتی فیس‌بوک که چند ماه پیش رخ داد، تنها گوشه‌ای از این گونه‌ی استعمار اطلاعاتی را آشکار ساخت. برای نمونه-ای دیگر می‌توانیم به اینستاگرام اشاره کنیم. میلیون‌ها کاربر ایرانی به‌طور روزانه و رایگان، برای این پلتفرم محتوای تصویری تولید می-کنند و این در حالی است که اگر بنا بود همین میزان محتوا توسط ژورنالیست و عکاس تولید شود، هیچ سازمانی نمی‌توانست هزینه‌ی آن‌را تامین نماید.
موتور جست‌وجو متغیر دیگری است که نقشی استراتژیک در پایبندسازی کاربر‌ها دارد. درست یک‌سال پیش بود که اتحادیه‌ی اروپا شرکت گوگل را به دستکاری کردن نتیجه‌های جست‌و‌جو و تاثیر گذاشتن بر کنش‌های تجاری کاربر‌های اروپایی محکوم کرد. گوگل به وسیله‌ی موتور جست‌و‌جوی قدرت‌مندش، به بزرگ‌ترین پایگاه اطلاعاتی جهان و گذرگاه حیاتی داده‌های بی‌شمار بدل گشته و بی‌راه نخواهد بود اگر آن‌را «مغز» جهان بپنداریم. جالب این جاست که میلیون‌ها کاربر به واسطه‌ی پلتفرم اندروید و تولید محتوا در گوگل، به رایگان خوراک این مغز را فراهم می‌نمایند. حال پرسش این است که اگر روزی مغز جهان از فعالیت بازایستد و یا به دل‌خواه از سرویس دادن به کشور ایران خودداری کند، آیا اندام‌واره‌ی ایران می‌تواند به زیست خود ادامه دهد؟
آن‌چه که امروز به‌نام اینترنت می‌شناسیم، دستاوردی است که با انگیزه‌های نظامی و در وزارت دفاع آمریکا شکل گرفت. به‌همین جهت پژوهش‌گر باور دارد که اینترنت پیش از هر چیز ماهیتی نظامی و امنیتی دارد. حال آن‌که در ایران هنوز چنین دیدگاهی پدید نیامده و اگر هم چنین دیدگاهی شکل بگیرد، به «توهم توطئه» محکوم و در نطفه خفه می‌گردد. در پایان پژوهش‌گر چاره را در تعامل سازنده و پیوسته‌ی نیروی‌های نظامی، امنیتی و اطلاعاتی می‌داند. با وجود گذشت یک دهه‌ از چالش‌های امنیتی اینترنت، هنوز آن‌گونه که باید به نیروهای نظامی فرصت ورود به مسئله داده نشده است. پژوهش‌گر بیان می‌دارد که امروزه الزام ایجاد شبکه‌ی داخلی اطلاعات، موتور جست‌و‌جوی بومی، شبکه‌های اجتماعی داخلی و کاهش وابستگی به گوگل، بیش از آن‌که ضرورت اقتصادی و فناورانه داشته باشند، از ضرورت امنیتی برخوردار‌ است. کافی است نگاهی به چالش‌های حقوقی و امنیتی میان شرکت‌های گوگل و فیس‌بوک و نهاد‌های حقوقی زادگاه‌شان (آمریکا) داشته باشیم تا به عمق مسئله آگاه شویم و پاسخی درخور برای این پرسش بیابیم که ایران چه سهمی و چه جایگاهی از این آوردگاه اطلاعاتی دارد؟
کلیدواژه ها