بررسی نقاط بهینه و تعادلی هزینه های نظامی در کشورهای در حال توسعه با استفاده از نظریه کنترل بهینه و بازی دیفرانسیلی
پذیرفته شده برای پوستر ، صفحه 1-1 (1) XML اصل مقاله (539 K)
عنوان دوره: همایش ملی واکاوی تهدیدات نوپدید دفاعی - نظامی
نویسندگان
vahidshadram90@gmail.com
چکیده
موضوع اقتصاد و رابطه آن با هزینه های نظامی، بحث بسیار مهم و پیچیده ای است که از زوایای مختلف قابل تامل و بررسی می باشد. اقتصاد از ناحیه فعالیت های نظامی می تواند هم رشد یابد و هم مورد آسیب قرار گیرد. شعله ور شدن آتش جنگ در نقاط مختلف جهان تا حدودی متاثر از ملاحظات اقتصادی تولیدکنندگان این سلاح ها و رفتارهای ناپایدار و جنگ طلبانه بعضی کشورها می باشد. در کشور های عقب مانده و در حال توسعه وضعیت تاحدود زیادی متفاوت است. به طوری که در کشورهای یادشده، هزینه های نظامی که معمولا برای تامین امنیت صرف می شود، توان اقتصادی کشورها را تحلیل برده و در نتیجه معیشت و فرآیند توسعه را تحت تاثیر قرار می دهد.
امنیت، یک کالای عمومی است که دولت ها تلاش می کنند تا با صرف مخارج نظامی، آن را برای شهروندان خود تامین کنند. با توجه به اثرات خارجی امنیت، تقویت توان دفاعی یک کشور برای دیگر کشورها حائز اهمیت است، به این معنی که مسلح شدن یک کشور برای دیگر کشورها می تواند تبعات مثبت یا منفی تهدیدآمیزی به همراه داشته باشد. امروزه سیاست هایی که از جانب دولت های مختلف اعمال می شود حاکی از آن است که دولت ها تلاش می کنند تا توان دفاعی خود را به شکل رقابتی بالا ببرند. مخارج نظامی کشورها که به طور فزاینده ای رو به افزایش است، گویای این واقعیت است.
یکی از مهم ترین علت های وجود تنش های منطقه ای میان کشورهای در حال توسعه به اندازه متفاوت اقتصادی این کشورها در همسایگی یکدیگر مربوط می شود. اندازه اقتصادی یک کشور می تواند معیارهایی نظیر درآمد ملی کل، جمعیت، موقعیت جغرافیایی و هزینه های کل نظامی باشد. زمانی که دو کشور با اندازه متفاوت اقتصادی در همسایگی هم هستند، به دنبال راهکاری برای افزایش سطح قدرت منطقه ای می باشند. افزایش هزینه های نظامی، افزایش تخصیص منابع به بخش نظامی و غیره را می توان از اقدامات یک کشور برای افزایش سطح قدرت نظامی و به تبع آن، سطح امنیت و رفاه کشور نام برد. اما این اعمال به طور همزمان در حال سیگنال دهی به کشور همسایه می باشند، بنابراین، کشور سیگنال گیرنده، هزینه ها و تخصیص های کشور همسایه را به عنوان عامل تهدید در نظر می گیرد. در این وضعیت، یک کشور برای افزایش سطح رفاه خود مباحث امنیت و تهدید را علاوه بر دیگر موارد (مانند هزینه های غیرنظامی) باید درنظر بگیرد.
ما در این پژوهش به بررسی نحوه رفتار و تعیین عمل کشورهای درحال توسعه باوجود تنش های منطقه ای و هزینه نظامی خواهیم پرداخت و به دنبال جوابی برای این سوال ها می گردیم که آیا با وجود تنش ها و ناپایداری ها، می توان راهی برای رسیدن به صلح بدون وارد شدن به جنگ پیدا کرد؟ آیا وضعیت پایدار قابل دسترسی است؟
برای حل مسئله طرح شده، از دو روش کنترل بهینه و بازی های دیفرانسیلی استفاده می کنیم. ابتدا مدلی را در نظر می گیریم که در آن دو کشور در حال توسعه که از لحاظ اقتصادی دارای اندازه یکسان نیستند، در همسایگی هم قرار دارند. یک کشور را با اندازه بزرگتر و کشور دیگر را با اندازه کوچکتر در نظر می گیریم. در مرحله اول با استفاده از مدل کنترل بهینه، رفتار هردو کشور را به صورت جداگانه مورد تحلیل قرار می دهیم و نشان می دهیم که نقطه بهینه دارای وضعیت پایدار می باشد. سپس با توجه به اینکه دو کشور بر روی رفاه همدیگر به صورت مستقیم و غیرمستقیم اثر گذار هستند، مدل را به صورت مدل بازی دیفرانسیلی در نظر می گیریم. در ادامه با استفاده از روش حداکثرسازی پونتریاگین به حل مسئله و یافتن نقطه تعادلی می پردازیم. در انتها، با استفاده از تحلیل عددی به رسم نمودار پرداخته و تحلیلی در مورد نحوه تغییرات مقادیر تعادلی و بهینه ارائه می دهیم.
اولین نتیجه مربوط به میزان تخصیص هزینه های نظامی در کشور های در حال توسعه می باشد. کشورهای در حال توسعه، با توجه به سطح درآمد محدود خود، با نگرانی کاهش سطح رفاهی جامعه، که ناشی از وجود هزینه های نظامی می باشد، مواجه هستند. زیرا، برای برقراری امنیت و کاهش تهدید باید هزینه های نظامی را به صورتی مدیریت کنند که به بخش های دیگر اقتصاد (باتوجه به محدود بودن سطح درآمد و نیازمندی بخش های دیگر) لطمه ای وارد نشود. نتیجه دوم مربوط به بدست آوردن وضعیت پایداری اقتصادی با وجود هزینه های نظامی متفاوت کشورهای در حال توسعه با استفاده از بازی های دیفرانسیلی در یک منطقه پرتنش می باشد. نشان می دهیم که علیرغم تمامی ناپایداری ها، می توان انتخابی انجام داد که کشورها در صلح به کار خود ادامه دهند.
کلیدواژه ها