مبانی حقوق بین الملل در اتخاذ دکترین دفاعی نظامی؛ با رویکرد دکترین دفاع مشروع پیشگیرانه
پذیرفته شده برای پوستر XML اصل مقاله (1016 K)
نویسندگان
تهران.بزرگراه بسیج.شهرک شهید شجاعی.قصر فیروزه یک.بلوک 29 طبقه 5 پلاک 1
چکیده
دکترین کاتر در سال 1980 استفاده از زور در راستای دفاع از منافع ایالات متحده را مجاز دانست. به عنوان مکمل این دکترین در سال 2001، دکترین دفاع مشروع پیش دستانه توسط بوش مطرح گردید که بر اساس آن حمله ی پیشدستانه به کشورها در راستای دفاع از منافع ایالات متحده امری مباح شمرده می شد. در سال 2010 باراک اوباما در دکترین هسته ی آمریکا متعهد گردید تا از تسلیحات هسته ای علیه کشورهای ثالثی که دارای سلاح هسته‌ای نبوده و پیمان عدم گسترش تسلیحات هسته‌ای را نقض نکرده باشد، استفاده نکند که در این دکترای هسته ای، ایران و کره شمالی استثنا گردیدند. در تاریخ 27 ژانویه سال 2017، دونالد ترامپ دستوراتی مبنی بر راهکار جدید هسته‌ای برای آمریکا را صادر نمود که در دکترین هسته ای ترامپ بعد از روسیه، چین و کره شمالی، جمهوری اسلامی ایران به عنوان چهارمین تهدید برای ایالات متحده محسوب گردیده است. همچنان که بیان شد جمهوری اسلامی ایران همواره در معرض دکترین تهدید کننده ی حاکمیت و منافع بنیادین ملی بوده است. لذا این دغدغه برای پژوهشگر ایجاد گردیده است که تلفیق دکترین یاد شده (سیاست استفاده از زور کارتر+ دکترین دفاع مشروع پیشدستانه بوش +با دکترین هسته ای ترامپ ) قطعا چالشی جدی برای اتخاذ تدابیر دفاعی موثر در دکترین پدافندی کشور با رویکرد بازدارندگی می باشد. اهمیت موضوع برخورد با ناوگان های نظامی فرامنطقه ای با رویکرد دکترین دفاع مشروع پیشگیرانه را می توان با امعان نظر به تنش های نظامی و سیاسی شکل گرفته در اثر حضور مستمر ناوگان های نظامی فرامنطقه ای در حصار پیرامونی قلمروی صلاحیت سرزمینی کشورمان تبیین نمود. لذا محقق با روشی کتابخانه ای-اسنادی ، ضمن بررسی توصیفی- تحلیلی مبانی حقوق بین الملل، به دنبال یافتن رابطه ی میان ضرورتهای پدافندی جمهوری اسلامی ایران و دفاع مشروع پیشگیرانه به عنوان سوال اصلی این مقاله می باشد. چیستی مبانی مشروعیت دکترین دفاع مشروع پیشگیرانه در مقابل دکترین دفاع مشروع پیشدستانه و تمایز بین تجاوز جنگی و دفاع مشروع پیشگیرانه از سوالات فرعی می باشد. فرضیه مورد بررسی فرازی از خطبه ی 27 نهج البلاغه مبنی بر بر لزوم پیشدستی در نبرد قبل از غافلگیری می باشد.پژوهشگر به این نتیجه ی مهم دست یافته است که ایجاد حالت انفعالی در برابر یک حمله مسلحانه قریب الوقوع امری عقلانی نبوده و در صورت قطعی دانستن و قریب الوقوع بودن تهدیدی غیر قابل جبران، لزوم عمل بر اساس دکترین پیشگیرانه به منظور دفاع از منافع بنیادین و حیاتی کشور الزامی بوده و این دکترین قاعدتا "خارج" از مرزهای صلاحیت سرزمینی کشور اجرا خواهد شد.
کلیدواژه ها